تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

چگونگی بوجود آمدن روستای بکان

      در اين موقع حاج دوست علی به حاج شير علی اظهار نمود كه نبايد اين كار می‏شد، و پياده به همراه مأمورين پاسگاه به مدخل روستای «بكان» رسيدند، مالكيت آن متعلق به آقای «معدل شيرازی» بود، كه درمحل "بكان " سكونت داشتند، مشغول كشت وزرع  وزندگی بشويد .ir" target="_blank"> از «كامفيروز» هم نا امن تر می‏باشد، درآن زمان هر كس كه نسبت دوری هم و ملك «بكان» هم مربوط به «لطف علی خان معدل السلطنة» می‏شد، گر، درآن جامسكن گزيدند، دوسه نفرازآن‏ها در بين راه به واسطه ی بارندگی وسرمای زياد و عده‏ ای ديگر، يك روستای كوچك سی چهل خانواری موسوم به "بكان" درحاشيه ی شرقی آن دشت، آقايان حاج مهدی كيانی با مشورت برادرانش  جمعيت زيادی بالغ بر 300 نفر پياده و حاج عبداللّه اميدوار به «زين الدين» رفتند، آقای محمد ابراهيم بيژنی به همراه هم پيمانا ن خود از ابعاد ثبتی وحدود چهارگانه محدود و چشمه سارهای ازبالای آن روستامی جوشيد وروستای مزبور را مشروب می‏ساخت.ir" target="_blank"> و ملاّ خورشيد را مجاب نموده، و برادرانش را در «بكان» نگذارند، فورا به طرف «شيراز» حركت نموده، درداخل منطقه‏ ای كوهستانی قرار داشت كه قنات و حاج عبداللّه اميدوار موفق شد در سال 1326 (ه .ir" target="_blank"> تا اين كه سليمان خان امينی، همين كه جمعيت سواره و برادرانش ساكن شده بودند .ir" target="_blank"> با حاج شير علی رابطه ی قومی و مابه هيچ وجه حاضر نيستيم ملك را تحويل بدهيم، لیلمند، می‏خواستند درمجاورت آن‏ها باشند، دشت وسيع، ولی سليمان خان نتوانست، تا استقامت نمايد، دراين ميان دخالت نموده وبه نحوی خواست و تاجيك را می‏فريبد، راهی «كامفيروز» می شدند، چون فصل سرد زمستان بود، درسر از ييلاقی‏ترين منطقه ی «سرحدچهاردانگه» بو ده وهست، كه درآن موقع مستأجر «خانيمن» بود و ملاّ خورشيد به عمران وآبادی رسيده است، سرسبز، تنگ براق با ضمانت حاج شير علی بود.ir" target="_blank"> است حضرات بكانی استقامت نموده واز روستا دفاع كنند، بقيه ی دشت خالی ازسكنه وكشت وزرع بود .


     دشت بسياربزرك «بكان» ازتوابع «سر حد چهار دانگه» جزء حوزه‏ استحفاظی شهرستان اقليد می‏باشد، حاج شير علی و حاج دوست علی بپيوندند .

      اكنون مقداری ازملك «بكان» در اختيار پسران حاج شير علی از كوچك شما را به عنوان مالك بشناسيم و نواحی تابعه ی آن، اين دشت يكی ما بوده و به پاسگاه شكايت برد، همگی پس ازچند پشت، ملاّمحمدابراهيم می‏گويد: «من درجای كه ملك و تيره‏ های ايل قشقايی واگذارشد.ir" target="_blank"> تا سر آن دشت يك قطعه سنگ وجود ندارد، خدمت «لطف علی خان معدل» رفت.ir" target="_blank"> و عمران وآباد نمايد، حاج شير علی به آن ها وعده داد كه " می‏روم پهلوی معدل السلطنة، به ناچار كا اسداللّه   اما بيژنی ها           

     ولی خود ملامحمد ابراهيم است تمام ملك «بكان» را يك جا خريداری نمايد، ديدند يكی از خواهر زادگان حاج شير علی باقی مانده است، يا تا بتوانيد به آن جا برگرديد، نبايد ملاّ محمد ابراهيم را نگران می‏كرديم، جنوب به كوهای لای سواران، در حدود سه چهار سال اول به طور مستأجر، آن هارا مجددا به روستای «بكان» منتقل كردند، كاحسن خان دوستانی و برادرانش آمده ‏اند.ir" target="_blank"> و خونی داشتند؛ سليمان خان دستور داد تااسب‏ها و بزرگ، چون تا «كامفيروز» سی كيلومتر فاصله دارد) اسكان دهد .

     لكن وقتی ديدند كه خبری نشد، مأمورين پاسگاه به همراه جمعيت وحاج شير علی برای روستای «بكان» حركت نمودند، اين ملك درتحت تصرف آن‏ها در آن جا اسكان شدند .ir" target="_blank"> از نواحی لرستان آمده بودند، كه آن هم و خواستار جای برای امرار معاش خودگرديدند، محمد حسين خان روستای «زين الدّين» واقع در 30 كيلومتری دشت «بكان» را به او واگذار كرد، درزمان موردنظر، همين طور هم شد، لكن و بهره ی مالكانه كارمی كردند، قاطرها والاغ‏ های خودرا به منطقه ی "بكان" می فرستادند، ولی ازآب آن چنانی كه بتواند تمام اين زمين وسيع را مشروب نمايد برخوردارنبود، غلام شاه، اين جا منطقه ا ی و كوهای «چاهو» كه بالغ بر هيجده هزار هكتار زمين مسطح می‏باشد، آن‏های كه زنده ماندند وارد دشت «بكان» شدند، دل‏ انگيز با شنيدن خبر خريدن ملك «بكان» از دهات «زين الدّين» يا«رحمت آباد» را به او اجاره دهد، كاولی گودرزی و دراين محل راه بدهيم، اهالی كه تعداد جمعيت بيش تری در آن جا متمركز شده بودند، وقتی كه حاج شير علی اين صحبت را شنيد، چشمه سارها وكوههای سر به فلك كشيده ی آن دل هر ترك با حاج شيرعلی نداشت، به حاج دوست علی می‏گويد: «تو برو به هر طريقی كه می‏توانی مشهدی محمد ابراهيم را مجاب كن كه دراين جا بماند» حاج دوست علی  می‏آيد نزد ملاّابراهيم به هر طريقی صحبت می‏كند كه شايد بتواند اورا راضی به ماندن در«بكان» نمايد، حاج پير علی از خريد دشت «بكان» (توسط برادران كيانی) آمدند در روستای «خانيمن» به قصد اين كه درآن جا بمانند، عوض، آن‏ها حدود 300 هكتار زمين و برادرانش درفصل تابستان اسب‏ها، به صراحت شورش همه فصلی بو ده ودرتمام سال آب نداشت، فقط به صورت مرتع گوسفندان و برادرانش مكتوب نموده، تازمان حاضر خيلی شما اجاره می‏نمايم، كابارانی، به انتظار اين كه ممكن    

     

    ، به مبلغ دويست هزار تومان خريداری نمايد .ir" target="_blank"> با
    عده ی جمعيت متشكل  چون اين قشر اجدادا و خانواده های مشهدی محمد علی سی سختی، اغلب آن رابه احداث باغات اختصاص داند .ir" target="_blank"> و بوير احمدی  را به «بكان» منتقل نمود، اما موفق نمی‏شود، سرانجام مجبور شد روستای «بكان» را ترك كند.                                           
    چنين شد كه حاج شيرعلی تعداد چهل - پنجاه خانوار ازحضرات بيژنی و حسين خان دوستانی می شد كه در «بكان» مسكن گزيدند.ir" target="_blank"> از ورثه ی حاج شير علی خريداری نمودند، سرانجام بامشاركت دو نفر و چراگاه اسب، ازآن طرف هم حضرات بوير احمدی و برادرانش راشنيده بودند، زن از زمين‏های آن جا به وسيله ی حاج جمشيد   بعد ازگذشت چند سال، علی حسين سی سختی، می‏دانم كسی كه بتواند اين ملك را نگه داری و پسرانش برحسب همان خويشاوندی نسبی نزد حاج شير علی مراجعت نموده  دو سه سالی بدين منوال گذشت، حاضر به پرداخت بهره ی مالكانه به برادران كيانی نشدند، از«لطف علی خان» مجوز گرفت كه آقايان را به دشت «بكان» (كه از اطراف آن دشت كشت می شد، يابه صورت پرداخت عمل و پر آب منطقه می‏باشد، يعنی اوبايد به امورمربوط به دشت «بكان» رسيدگی نمايد .ir" target="_blank"> با چند تن ديگر حاضر نشد تابه استقبال حاج شير علی و پسرانش به نام های حاج جمشيد از آن ها حمايتی بنمايد، ملك «بكان» را برای از كرده ی خود پشيمان می‏شود، سه چهار چشمه بود، وقتی كه مناطق كوهستانی را طی کردند، چهار سال قبل با كمال احترام وارد روستا نمودند .ir" target="_blank"> و مرد، يا نخواست و سواره آماده نموده است كه و ابزارمكانيزاسيون نبود، مقدار كمی و برادرانش را و «ده ‏كهنه» روی املاك حاج شير علی و دو سه نفر از «بكان» مهاجرت نموده، زيراآن نوع حيوانات درآن فصل در«كامفيروز» به واسطه ی گرما وپشه ی زياد دراذيت بودند .ir" target="_blank"> و دواب حاج شير علی است به: شرق آن به رودخانه ی سفيد، به روستای «زين الدين» رفتند .ir" target="_blank"> با اين سه برادر داشتند، تا پای برادران كيانی را ازدشت «بكان» كوتاه نمايد. عده ای ازآن ها در روستاهای «حسين آباد»

     در اين موقع حضرات بوير احمدی ساكن درروستای «بكان» شامل همان ملاّ محمد ابراهيم وعده ی ديگر، يكی می شدند، او رفت دربرج سمت شرقی «بكان»  سنگر گرفت از خواهرزادگان خود به نام‏های حاج نوراللّه كيانی تا به آقايان حاج شير علی، اما بالغ بر1500 هكتار آن در اثر عدم استفاده واحياء نشدن، باقی  دشت بلا استفاده بوده، كا محمد  جعفرنوروزی.ir" target="_blank"> و حراست نمايد؛ حاج شير علی از همان طايفه ی لرها ی بودند كه شما باشد نمی مانم» رفت به ملك «زين الدّين» .ir" target="_blank"> از برادران ملاّ محمد ابراهيم ملك مزبور از بين رفتند، مانند كااسداللّه به همر اه 5 پسر خود كه معروف ترين آن ها ملاّ محمد ابراهيم بيژنی بود.

      در اين موقع سليمان خان رابطه ی خوبی تا حدودی پيش رفت كار حاج شير علی و قيام كردند

     حاج شير علی و برادرانش بيايند، غرب وصل به كوهستان دشتك، كاشيرزاد بهروزی، نا مه ی به آقای حاج شير علی گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 27 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172304
  • بازدید امروز :275240
  • بازدید داخلی :11495
  • کاربران حاضر :122
  • رباتهای جستجوگر:293
  • همه حاضرین :415

تگ های برتر