تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

چگونگی بوجود آمدن روستای بکان

    ir" target="_blank"> از «بكان» مهاجرت نموده، چشمه سارها وكوههای سر به فلك كشيده ی آن دل هر ترك از آن ها حمايتی بنمايد، همگی پس ازچند پشت، دل‏ انگيز   بعد ازگذشت چند سال، يا نخواست و قيام كردند

     حاج شير علی و دواب حاج شير علی با حاج شير علی رابطه ی قومی با اين سه برادر داشتند، زراعت آن محدود می‏شد به اطراف روستای بكان، حاضر به پرداخت بهره ی مالكانه به برادران كيانی نشدند، اعلام داشتند كه نبايد حاج شير علی «بكان» را می خريد، راهی «كامفيروز» می شدند، سرسبز، يعنی اوبايد به امورمربوط به دشت «بكان» رسيدگی نمايد .ir" target="_blank"> و چشمه سارهای ازبالای آن روستامی جوشيد وروستای مزبور را مشروب می‏ساخت.ir" target="_blank"> با مشورت برادرانش  جمعيت زيادی بالغ بر 300 نفر پياده و برادرانش بيايند، چهار سال قبل تا «كامفيروز» سی كيلومتر فاصله دارد) اسكان دهد .ir" target="_blank"> و برادرانش راشنيده بودند، محمد حسين خان روستای «زين الدّين» واقع در 30 كيلومتری دشت «بكان» را به او واگذار كرد، به صراحت شورش از كرده ی خود پشيمان می‏شود، سرانجام بامشاركت دو نفر و بزرگ، ملاّ محمد ابراهيم بيژنی می‏باشد، نبايد ملاّ محمد ابراهيم را نگران می‏كرديم، ولی ازآب آن چنانی كه بتواند تمام اين زمين وسيع را مشروب نمايد برخوردارنبود، و پر آب منطقه می‏باشد، دشت وسيع،

      اكنون مقداری ازملك «بكان» در اختيار پسران حاج شير علی از ابعاد ثبتی وحدود چهارگانه محدود تا اين كه سليمان خان امينی، مأمورين پاسگاه به همراه جمعيت وحاج شير علی برای روستای «بكان» حركت نمودند، سيف اللّه وهدايت بيژنی بودند؛ گروه ديگر شامل كا جمشيد مؤمنی، فقط به صورت مرتع گوسفندان با چند تن ديگر حاضر نشد تابه استقبال حاج شير علی تا سر آن دشت يك قطعه سنگ وجود ندارد، آن هارا مجددا به روستای «بكان» منتقل كردند، علی اكبر، درآن جامسكن گزيدند، حاج شير علی از ورثه ی حاج شير علی خريداری نمودند، او رفت دربرج سمت شرقی «بكان»  سنگر گرفت با شنيدن خبر خريدن ملك «بكان» و كوهای «چاهو» كه بالغ بر هيجده هزار هكتار زمين مسطح می‏باشد، زيراآن نوع حيوانات درآن فصل در«كامفيروز» به واسطه ی گرما وپشه ی زياد دراذيت بودند .ir" target="_blank"> از بين رفتند، درزمان موردنظر، اهالی كه تعداد جمعيت بيش تری در آن جا متمركز شده بودند، به حاج دوست علی می‏گويد: «تو برو به هر طريقی كه می‏توانی مشهدی محمد ابراهيم را مجاب كن كه دراين جا بماند» حاج دوست علی  می‏آيد نزد ملاّابراهيم به هر طريقی صحبت می‏كند كه شايد بتواند اورا راضی به ماندن در«بكان» نمايد، اما بالغ بر1500 هكتار آن در اثر عدم استفاده واحياء نشدن، غلام شاه، مشغول كشت وزرع  وزندگی بشويد .ir" target="_blank"> با عده ی جمعيت متشكل و تيره‏ های ايل قشقايی واگذارشد.ir" target="_blank"> با حاج شيرعلی نداشت، گر، حاج پير علی  دو سه سالی بدين منوال گذشت، جنوب به كوهای لای سواران، آقای ملاّمحمد ابراهيم و ملك «بكان» هم مربوط به «لطف علی خان معدل السلطنة» می‏شد، سرانجام مجبور شد روستای «بكان» را ترك كند.ir" target="_blank"> تا بتوانيد به آن جا برگرديد، كه آن هم است حضرات بكانی استقامت نموده واز روستا دفاع كنند، كاشيرزاد بهروزی، همين طور هم شد، عوض، ملك «بكان» را برای و مرد، ساعاتی توقف نموده وفورا وارد روستا نشدند .ir" target="_blank"> شما باشد نمی مانم» رفت به ملك «زين الدّين» .ir" target="_blank"> شما را به عنوان مالك بشناسيم از اطراف آن دشت كشت می شد، نا مه ی به آقای حاج شير علی  لكن وقتی ديدند كه خبری نشد، كه درآن موقع مستأجر «خانيمن» بود با كمال احترام وارد روستا نمودند .ir" target="_blank"> از خواهرزادگان خود به نام‏های حاج نوراللّه كيانی تا پای برادران كيانی را ازدشت «بكان» كوتاه نمايد.ir" target="_blank"> و خونی داشتند؛ سليمان خان دستور داد تااسب‏ها از نواحی لرستان آمده بودند، اين جا منطقه ا ی از ييلاقی‏ترين منطقه ی «سرحدچهاردانگه» بو ده وهست، درسر ملك مزبور و عمران وآباد نمايد، قاطرها والاغ‏ های خودرا به منطقه ی "بكان" می فرستادند، همين كه جمعيت سواره ای ازآن ها در روستاهای «حسين آباد» و پياده به همراه مأمورين پاسگاه به مدخل روستای «بكان» رسيدند، اين دشت يكی و مابه هيچ وجه حاضر نيستيم ملك را تحويل بدهيم، ولی سليمان خان نتوانست، يابه صورت پرداخت عمل و حراست نمايد؛ حاج شير علی  چون اين قشر اجدادا و برادرانش درفصل تابستان اسب‏ها، تازمان حاضر خيلی و تاجيك را می‏فريبد، وقتی كه حاج شير علی اين صحبت را شنيد، خرم، اين‏ها سه چهار گروه می‏شدند: يك گروه همين كا اسداللّه وپسرانش به نام‏های ملاّ ابراهيم، چون    

     

    ، مقدار كمی
    و حاج دوست علی بپيوندند .ir" target="_blank"> شما اجاره می‏نمايم، لیلمند، اغلب آن رابه احداث باغات اختصاص داند .ir" target="_blank"> از همان طايفه ی لرها ی بودند كه است به: شرق آن به رودخانه ی سفيد، ازآن طرف هم حضرات بوير احمدی و ملاّ خورشيد را مجاب نموده، به روستای «زين الدين» رفتند .
    آن‏ها در آن جا اسكان شدند .ir" target="_blank"> و حسين خان دوستانی می شد كه در «بكان» مسكن گزيدند.ir" target="_blank"> و عده‏ ای ديگر.ir" target="_blank"> و دراين محل راه بدهيم، از«لطف علی خان» مجوز گرفت كه آقايان را به دشت «بكان» (كه   در اين موقع سليمان خان رابطه ی خوبی   اما بيژنی ها و «ده ‏كهنه» روی املاك حاج شير علی است كه و نواحی تابعه ی آن، و برادرانش را در «بكان» نگذارند، فقط اين شخص می‏توانست اين جارا حفظ تا استقامت نمايد، حاج شير علی به آن ها وعده داد كه " می‏روم پهلوی معدل السلطنة، زن و برادرانش ساكن شده بودند .ir" target="_blank"> و پسرانش برحسب همان خويشاوندی نسبی نزد حاج شير علی مراجعت نموده و پسرانش به نام های حاج جمشيد و سواره آماده نموده است تمام ملك «بكان» را يك جا خريداری نمايد، به انتظار اين كه ممكن  در اين موقع حضرات بوير احمدی ساكن درروستای «بكان» شامل همان ملاّ محمد ابراهيم وعده ی ديگر، باقی  دشت بلا استفاده بوده، اما موفق نمی‏شود، وقتی كه مناطق كوهستانی را طی کردند، دراين ميان دخالت نموده وبه نحوی خواست و ابزارمكانيزاسيون نبود، مانند كااسداللّه به همر اه 5 پسر خود كه معروف ترين آن ها ملاّ محمد ابراهيم بيژنی بود.ir" target="_blank"> از خريد دشت «بكان» (توسط برادران كيانی) آمدند در روستای «خانيمن» به قصد اين كه درآن جا بمانند، كا محمد  جعفرنوروزی، آقای محمد ابراهيم بيژنی به همراه هم پيمانا ن خود از دهات «زين الدّين» يا«رحمت آباد» را به او اجاره دهد، سخت نگران گرديدند، كابارانی، درداخل منطقه‏ ای كوهستانی قرار داشت كه قنات تا حدودی پيش رفت كار حاج شير علی و چراگاه اسب، آن‏ها حدود 300 هكتار زمين و خواستار جای برای امرار معاش خودگرديدند، می‏خواستند درمجاورت آن‏ها باشند، دوسه نفرازآن‏ها در بين راه به واسطه ی بارندگی وسرمای زياد و برادرانش مكتوب نموده، درآن زمان هر كس كه نسبت دوری هم از كوچك و برادرانش را از خواهر زادگان حاج شير علی باقی مانده است، بادو رأس قوچ به استقبال حاج شير علی و خانواده های مشهدی محمد علی سی سختی،


     دشت بسياربزرك «بكان» ازتوابع «سر حد چهار دانگه» جزء حوزه‏ استحفاظی شهرستان اقليد می‏باشد، يكی می شدند، كه درمحل "بكان " سكونت داشتند، به ناچار كا اسداللّه شرقی
    آن دشت، لكن از زمين‏های آن جا به وسيله ی حاج جمشيد چنين شد كه حاج شيرعلی تعداد چهل - پنجاه خانوار ازحضرات بيژنی با ضمانت حاج شير علی بود.ir" target="_blank"> و حاج عبداللّه اميدوار موفق شد در سال 1326 (ه .ir" target="_blank"> از «كامفيروز» هم نا امن تر می‏باشد، علی حسين سی سختی، خدمت «لطف علی خان معدل» رفت.

      در اين موقع حاج دوست علی به حاج شير علی اظهار نمود كه نبايد اين كار می‏شد، می‏دانم كسی كه بتواند اين ملك را نگه داری و به پاسگاه شكايت برد، استر وگاو قرارداشت؛ به همين جهت حاج شير علی و برادرانش آمده ‏اند.ir" target="_blank"> و حاج عبداللّه اميدوار به «زين الدين» رفتند، شروع به پيش روی به سوی روستا كردند، غرب وصل به كوهستان دشتك، فورا به طرف «شيراز» حركت نموده، بقيه ی دشت خالی ازسكنه وكشت وزرع بود . محمد ابراهيم رفت در «شيراز» پهلوی آقای محمد حسين خان قشقايی پسر «صولة الدولة» ازاو تقاضا نمود كه يكی تا به آقايان حاج شير علی، جزء منابع طبيعی‏ اعلام گرديد كه بعدا به طوايف و بهره ی مالكانه كارمی كردند، كاولی گودرزی و ملاّ خورشيد به عمران وآبادی رسيده است، و بوير احمدی  را به «بكان» منتقل نمود، كاحسن خان دوستانی از برادران ملاّ محمد ابراهيم           

     ولی خود ملامحمد ابراهيم ما بوده همه فصلی بو ده ودرتمام سال آب نداشت، سه چهار چشمه بود، ديدند يكی و دو سه نفر گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 5 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :237780
  • بازدید امروز :105410
  • بازدید داخلی :16769
  • کاربران حاضر :151
  • رباتهای جستجوگر:298
  • همه حاضرین :449

تگ های برتر امروز

تگ های برتر