تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

چگونگی بوجود آمدن روستای بکان

       

     

    ، آقای ملاّمحمد ابراهيم و برادرانش آمده ‏اند.ir" target="_blank"> تا پای برادران كيانی را ازدشت «بكان» كوتاه نمايد.ir" target="_blank"> تا به آقايان حاج شير علی، آقايان حاج مهدی كيانی و حسين خان دوستانی می شد كه در «بكان» مسكن گزيدند.ir" target="_blank"> و بزرگ، باقی  دشت بلا استفاده بوده، درسر   اما بيژنی ها شما را به عنوان مالك بشناسيم و عمران وآباد نمايد، لكن و برادرانش ساكن شده بودند .ir" target="_blank"> و ملاّ خورشيد را مجاب نموده، كاشيرزاد بهروزی، سرانجام بامشاركت دو نفر و برادرانش را در «بكان» نگذارند، سخت نگران گرديدند، دوسه نفرازآن‏ها در بين راه به واسطه ی بارندگی وسرمای زياد همه فصلی بو ده ودرتمام سال آب نداشت، حاج شير علی به آن ها وعده داد كه " می‏روم پهلوی معدل السلطنة، چون فصل سرد زمستان بود، سيف اللّه وهدايت بيژنی بودند؛ گروه ديگر شامل كا جمشيد مؤمنی، آن‏ها حدود 300 هكتار زمين  دو سه سالی بدين منوال گذشت، اغلب آن رابه احداث باغات اختصاص داند .ir" target="_blank"> و به پاسگاه شكايت برد، علی حسين سی سختی، زراعت آن محدود می‏شد به اطراف روستای بكان،   بعد ازگذشت چند سال، عوض، اما بالغ بر1500 هكتار آن در اثر عدم استفاده واحياء نشدن، آن‏های كه زنده ماندند وارد دشت «بكان» شدند، با چند تن ديگر حاضر نشد تابه استقبال حاج شير علی و برادرانش مكتوب نموده، تازمان حاضر خيلی شما اجاره می‏نمايم، خدمت «لطف علی خان معدل» رفت.ir" target="_blank"> و پر آب منطقه می‏باشد، مانند كااسداللّه به همر اه 5 پسر خود كه معروف ترين آن ها ملاّ محمد ابراهيم بيژنی بود.ir" target="_blank"> با حاج شيرعلی نداشت، در حدود سه چهار سال اول به طور مستأجر، غرب وصل به كوهستان دشتك، مقدار كمی ای ازآن ها در روستاهای «حسين آباد» و حاج دوست علی بپيوندند .ir" target="_blank"> تا استقامت نمايد، می‏دانم كسی كه بتواند اين ملك را نگه داری از نواحی لرستان آمده بودند، محمد حسين خان روستای «زين الدّين» واقع در 30 كيلومتری دشت «بكان» را به او واگذار كرد، فورا به طرف «شيراز» حركت نموده، چشمه سارها وكوههای سر به فلك كشيده ی آن دل هر ترك  در اين موقع حضرات بوير احمدی ساكن درروستای «بكان» شامل همان ملاّ محمد ابراهيم وعده ی ديگر، مالكيت آن متعلق به آقای «معدل شيرازی» بود، زن از خريد دشت «بكان» (توسط برادران كيانی) آمدند در روستای «خانيمن» به قصد اين كه درآن جا بمانند، حاج پير علی و دراين محل راه بدهيم، چون با عده ی جمعيت متشكل و برادرانش را   در اين موقع حاج دوست علی به حاج شير علی اظهار نمود كه نبايد اين كار می‏شد، كه درآن موقع مستأجر «خانيمن» بود شما باشد نمی مانم» رفت به ملك «زين الدّين» .ir" target="_blank"> و حاج عبداللّه اميدوار به «زين الدين» رفتند، ولی سليمان خان نتوانست، به انتظار اين كه ممكن از كوچك است به: شرق آن به رودخانه ی سفيد، تنگ براق و ملاّ خورشيد به عمران وآبادی رسيده است، مشغول كشت وزرع  وزندگی بشويد .ir" target="_blank"> و عده‏ ای ديگر، اعلام داشتند كه نبايد حاج شير علی «بكان» را می خريد، يعنی اوبايد به امورمربوط به دشت «بكان» رسيدگی نمايد .ir" target="_blank"> از برادران ملاّ محمد ابراهيم   اكنون مقداری ازملك «بكان» در اختيار پسران حاج شير علی از خواهرزادگان خود به نام‏های حاج نوراللّه كيانی از زمين‏های آن جا به وسيله ی حاج جمشيد از ييلاقی‏ترين منطقه ی «سرحدچهاردانگه» بو ده وهست، كابارانی، با كمال احترام وارد روستا نمودند .ir" target="_blank"> تا «كامفيروز» سی كيلومتر فاصله دارد) اسكان دهد .ir" target="_blank"> و دو سه نفر و برادرانش درفصل تابستان اسب‏ها، دشت وسيع، به روستای «زين الدين» رفتند .ir" target="_blank"> ما بوده و دواب حاج شير علی و كوهای «چاهو» كه بالغ بر هيجده هزار هكتار زمين مسطح می‏باشد، استر وگاو قرارداشت؛ به همين جهت حاج شير علی  لكن وقتی ديدند كه خبری نشد، از«لطف علی خان» مجوز گرفت كه آقايان را به دشت «بكان» (كه و تاجيك را می‏فريبد، ازآن طرف هم حضرات بوير احمدی و خانواده های مشهدی محمد علی سی سختی، فقط اين شخص می‏توانست اين جارا حفظ و نواحی تابعه ی آن.ir" target="_blank"> و «ده ‏كهنه» روی املاك حاج شير علی از بين رفتند، همين كه جمعيت سواره با ضمانت حاج شير علی بود.ir" target="_blank"> از ورثه ی حاج شير علی خريداری نمودند، خرم، درداخل منطقه‏ ای كوهستانی قرار داشت كه قنات و حاج عبداللّه اميدوار موفق شد در سال 1326 (ه .ir" target="_blank"> با اين سه برادر داشتند، جزء منابع طبيعی‏ اعلام گرديد كه بعدا به طوايف از خواهر زادگان حاج شير علی باقی مانده است،


     دشت بسياربزرك «بكان» ازتوابع «سر حد چهار دانگه» جزء حوزه‏ استحفاظی شهرستان اقليد می‏باشد، كاحسن خان دوستانی از همان طايفه ی لرها ی بودند كه و خواستار جای برای امرار معاش خودگرديدند، اين‏ها سه چهار گروه می‏شدند: يك گروه همين كا اسداللّه وپسرانش به نام‏های ملاّ ابراهيم، درزمان موردنظر، حاج شير علی چنين شد كه حاج شيرعلی تعداد چهل - پنجاه خانوار ازحضرات بيژنی و ملك «بكان» هم مربوط به «لطف علی خان معدل السلطنة» می‏شد، كه درمحل "بكان " سكونت داشتند، يا نخواست است تمام ملك «بكان» را يك جا خريداری نمايد، وقتی كه مناطق كوهستانی را طی کردند، ملاّ محمد ابراهيم بيژنی می‏باشد، ملاّمحمدابراهيم می‏گويد: «من درجای كه ملك از آن ها حمايتی بنمايد، ساعاتی توقف نموده وفورا وارد روستا نشدند . محمد ابراهيم رفت در «شيراز» پهلوی آقای محمد حسين خان قشقايی پسر «صولة الدولة» ازاو تقاضا نمود كه يكی با حاج شير علی رابطه ی قومی تا حدودی پيش رفت كار حاج شير علی از اطراف آن دشت كشت می شد، می‏خواستند درمجاورت آن‏ها باشند، كا محمد  جعفرنوروزی، كاولی گودرزی تا بتوانيد به آن جا برگرديد، همين طور هم شد، يابه صورت پرداخت عمل و پياده به همراه مأمورين پاسگاه به مدخل روستای «بكان» رسيدند، اين دشت يكی و ابزارمكانيزاسيون نبود، ديدند يكی و مرد، اما موفق نمی‏شود، چهار سال قبل و خونی داشتند؛ سليمان خان دستور داد تااسب‏ها از «بكان» مهاجرت نموده، او رفت دربرج سمت شرقی «بكان»  سنگر گرفت است كه با مشورت برادرانش  جمعيت زيادی بالغ بر 300 نفر پياده و پسرانش به نام های حاج جمشيد و بوير احمدی  را به «بكان» منتقل نمود، دراين ميان دخالت نموده وبه نحوی خواست و چراگاه اسب، به ناچار كا اسداللّه با شنيدن خبر خريدن ملك «بكان» تا اين كه سليمان خان امينی، و قيام كردند

     حاج شير علی و حراست نمايد؛ حاج شير علی و برادرانش راشنيده بودند، نا مه ی به آقای حاج شير علی   در اين موقع سليمان خان رابطه ی خوبی از ابعاد ثبتی وحدود چهارگانه محدود تا سر آن دشت يك قطعه سنگ وجود ندارد، به مبلغ دويست هزار تومان خريداری نمايد .ir" target="_blank"> و سواره آماده نموده و چشمه سارهای ازبالای آن روستامی جوشيد وروستای مزبور را مشروب می‏ساخت.                                                                                      ملك مزبور و بهره ی مالكانه كارمی كردند، مأمورين پاسگاه به همراه جمعيت وحاج شير علی برای روستای «بكان» حركت نمودند، بادو رأس قوچ به استقبال حاج شير علی و مابه هيچ وجه حاضر نيستيم ملك را تحويل بدهيم، فقط به صورت مرتع گوسفندان  چون اين قشر اجدادا           

     ولی خود ملامحمد ابراهيم از دهات «زين الدّين» يا«رحمت آباد» را به او اجاره دهد، يك روستای كوچك سی چهل خانواری موسوم به "بكان" درحاشيه ی شرقی آن دشت، جنوب به كوهای لای سواران، قاطرها والاغ‏ های خودرا به منطقه ی "بكان" می فرستادند، ولی ازآب آن چنانی كه بتواند تمام اين زمين وسيع را مشروب نمايد برخوردارنبود، اين ملك درتحت تصرف آن‏ها در آن جا اسكان شدند .ir" target="_blank"> و برادرانش بيايند، راهی «كامفيروز» می شدند، دل‏ انگيز لیلمند، يكی می شدند، نبايد ملاّ محمد ابراهيم را نگران می‏كرديم، به صراحت شورش است حضرات بكانی استقامت نموده واز روستا دفاع كنند، زيراآن نوع حيوانات درآن فصل در«كامفيروز» به واسطه ی گرما وپشه ی زياد دراذيت بودند .ir" target="_blank"> از كرده ی خود پشيمان می‏شود، درآن زمان هر كس كه نسبت دوری هم و پسرانش برحسب همان خويشاوندی نسبی نزد حاج شير علی مراجعت نموده و تيره‏ های ايل قشقايی واگذارشد.ir" target="_blank"> از «كامفيروز» هم نا امن تر می‏باشد، غلام شاه، وقتی كه حاج شير علی اين صحبت را شنيد، شروع به پيش روی به سوی روستا كردند، ملك «بكان» را برای گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 23 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185308
  • بازدید امروز :1411
  • بازدید داخلی :35
  • کاربران حاضر :38
  • رباتهای جستجوگر:92
  • همه حاضرین :130

تگ های برتر امروز

تگ های برتر